Archive for ژانویه 2009

زاخار

ژانویه 30, 2009

لم دادیم روی شنای ساحل
دریا رو می بینم تو اون چشای چاقت

Advertisements

دستگاه دروغ سنج

ژانویه 30, 2009

طرز کار:
این دستگاه دو عدد سیم دارد که به انسان وصل شده و دروغ را می سنجد.

این اختراع رو تقدیم می کنم به پالپ فیکشن که لینکش این بغل هست!

یاد استاد؛ بدون صدای علیرضا افتخاری

ژانویه 26, 2009

هالی کیلر مارو کشوند سمت نوشتن خاطرات و سوتیهای اساتید! پس به قول شفیع میریم که داشته باشیم!
…….
کلاس استاتیک، بستنی خریده بودن. استاد نخورد.. «بچه ها من نمیخورم کی مال منو میخوره؟ »

یکی از بچه ها دیر اومد سر کلاس. بعد از اول شروع کرد با همه دست داد و سلام علیک..خانوم استاد هل شد برگشت گفت: دیگه دیر اومدی حالا واسه چی با همه داری چاق سلامعلیک می کنی؟

خب این دیسک که می بینید جنسش برنزه و همونطور که می بینید داره نمی چرخه…!

یه کره رو در نظر بگیرید…
گرفتیم
خب شکلش مخروطیه
….؟
درجه حرارتش 3000 درجه…
…!!!؟؟؟؟
استاد ببخشید کره مگه درجه حرارت داره؟
بله دیگه پس گرم نباشه چجوری ذوب می کنه فلزو؟
آها استاد کوره منظورتونه؟
آره دیگه کره!!
(لهجه آذری)

کلاس خیلی سرو صدا بود. برگشت گفت خانوما من همینجوریشم تمرکز ندارم. شما حرف میزنین همون یه ذره تمرکزم هم از بین میره!
برگشت سمت تخته دوباره شلوغ شد
یهو برگشت گفت من بفهمم کی شلوغ می کنه همه کلاسو بیرون میکنم!
یکی گفت استاد خب اگه فهمیدین کی شلوغ میکنه چرا فقط همونو نمیندازین بیرون؟
استاد یهو هنگ کرد. یهو فریاد زد من نمیدونم اصلا همتونو میندازم!
همون پسره گفت استاد آب قند بیارم؟
گفت آره پسرم دستت درد نکنه!

این شرح نداره. استادی که زیپش بازه! همین!! پره آقا!!

کلاس اخلاق اسلامی:
یه آقایی بود گنده لات محلشون.. نمیگم چی کارا میکرد تو محلشون… نه بزارین بگم.. نه ولش کن نمیگم… فقط میگم خدا لعنت کنه زنا کار رو!

مرد خوب اونیه که اگه میره خونه اولین کار اون گوشتو بده زنش بخوره!

این کلاس اخلاق اسلامی خیلی خاطره داشت همش یادم رفته!!

زلف یار

ژانویه 23, 2009

زلف بر باد مده…
تا ندهی بر فاکم…

میخواستم یه پست جدی باشه

ژانویه 20, 2009

اخبار رادیو: یک فروشنده ی ترکیه ای مسلمان که در زلاندنو کباب ترکی میفروشد، از فروش کباب ترکی به دو زن جهانگرد اسراییلی امتناع کرد. او این کار را به عنوان اعتراضی به جنایات رژیم صهیونیستی در غزه انجام داد.

به جان خودم خبرش همین بود!! جدا از اهمیت خبری که تو رادیو پخش شده به این فک کنید که طرف زده خوار مادر اسراییلو یکی کرده.. اصلا رحم نداشته ها…

ادامه دارد

ربع ربع

ژانویه 19, 2009

آخر مسابقه…

مجری: ای وایییییی وقتتون تموم شد… خب مجبوریم ازتون خدافظی کنیم. کلام آخر؟
شرکت کننده: والا حرف خاصی که ندارم… ریدم تو این شبکه تون!
مجری: ممنونم از شما خدافظی می کنیم

(آب دهن که راه میفته)

ژانویه 16, 2009

خب شرکت کننده عزیز خودتونو معرفی کنید… پشت خط هستید؟؟
بله… به نام خدا… آنیتا داف منش هستم… 21 ساله از فرشته
مجری خیره به دوربین…(زیر لب : ای جووون…)
خب بریم سراغ مسابقه…؟
آره…

و بر عکس… (خوبه یه نقطه ای؟؟)

و بر عکس.. (خوبه یه نقطه ای؟ )

مژده

ژانویه 14, 2009

خب به دلیل درخواست دوستان، از فردا کلاس تنظیم خانواده میزاریم و تو کارگروههای مختلف به بحث و تبادل نظر می شینیم. وسایل لازم (مثل مداد و دفتر) یادتون نره

تکواژ

ژانویه 13, 2009

خب همونطور که هیشکی نگفت جواب آرایه ی پارادوکس بود!
اول میگه آدما دو دسته ان.. که دسته ی دوم آدم نیستن
از شما قشر فرهیخته انتظار بیشتری می رفت

تمرین کنین فردا ریاضی میخوام کار کنم باهاتون

ادبیات

ژانویه 12, 2009

در دو بیتی زیر چه آرایه ای وجود دارد؟

آدما کلا دو دسته ان. یا مثه منن یا که نیستن
اونایی که مثه من نیستن. اصلا آدم نیستن

شعر مال آهنگ گروه کیوسکه. ریکامندد